محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
629
آثار عجم ( فارسى )
طاق بستان : ( طاق وسطام ، تخت بوستان ) : كوهى كه طاق مذكور در آن است ، كوچك است و در سمت شمالى صحراى كرمانشاهان است ، به مسافت دو ميل - بعضى نوشتهاند كمتر از دو فرسخ - و آن طاق ، پنجاه يا شصت پا ارتفاع دارد و بيست پا عمق و بيست و چهار پا عرض - برخى به عوض پا ، فوت « 1 » نوشتهاند - و اندرون آن طاق را از سنگ سياه ، فرش كردهاند و در جلوى آن ، سكّويى « 2 » است از سنگ ؛ و چشمهء آبى از زير آن طاق جارى است . بر بالاى كمان طاق ، هلالى است . در دو طرف تصوير ، دو [ 388 f ] ملك است كه پرهاى بلند دارند و هر كدام را در يكى دست ، عقدى يا تاجى يا سرپيچى است از مرواريد و در دست ديگر آنها ، ظرفى است كه در آن نيز مرواريد يا جواهر ديگر است . بعض از سيّاحان براى آن دو ملك ، خيال كردهاند كه شايد آنها را براى علامت جلالت يا براى فتح نقش كردهاند و در ميان آن دو ملك ، نصف دايره ماه ديده مىآيد و در زير كمان طاق ، سه صورت است : يكى از آنها در وسط است ؛ شخصى است لباسش مرصّع به مرواريد ؛ كمربندى بسته ؛ دست چپ او به قبضهء شمشير است و در دست راستش ، حلقهء معاهده است و شخصى كه در طرف يسارش ايستاده ، يك دست به آن حلقه دارد و لباس آن سادهتر است و جبّهاى شبيه جبّههاى اهالى يونان پوشيده ؛ و در طرف يمين پادشاه ، صورت زنى است كه بر اندامش جامه و چادرى زرنگار است و به دست راست ، سرپيچى به پادشاه تعارف مىكند . سيّاحى از اهل يوروپ گويد : صورت وسط ، خسرو پرويز است و صورت طرف راست آن ، شيرين معروفه ، زوجهء او ؛ و صورت چپ ، شاهنشاه روم است ، ماريس « 3 » نام كه به خسرو تاجبخشى مىنمايد . مجلس ديگر ، در زير صورتهاى مذكور است كه در آن ، شبيه جنگجويى است ؛ بر اسبى سوار شده ، خودى بر سر و سنانى در دست دارد كه بر دوش نهاده و به دستى سپر گرفته و تركشى در طرف راست خود آويخته و زرهى دربر نموده و از صورت او جز دو چشمش ، هيچ پيدا نيست زيرا كه چهره و جبّهء او در زير زرهى كه به خود وصل است ، پنهان گرديده و به اسب آن نيز جوشن و بر گستوان « 4 » پوشيده است و اين سوار را
--> ( 1 ) . فوت به ضمّ اوّل ، به زبان انگليسى ، به معنى پا است و در پيمايش ، پنجاه فوت ، پانزده ذرع است . ( 2 ) . به ضمّ اوّل و ثانى و واو مجهول ، تختگاه و بلندى كه در زير درختان ، براى نشستن بر آن سازند ؛ معروف است . ( 3 ) . در بعض از كتب ، موريس نوشتهاند و آن قيصر روم است كه به خسرو امداد كرد و او را حامى شد و به او لشكر داده تا به دشمنان رزم آرد . در تاريخ مسطور است . ( 4 ) . زرهى است كه به اسب مىپوشند ؛ و گذشت .